صبح که گزارش ماه را باز میکنید، سفرهای انجامشده، کرایهٔ دریافتی و سوخت مصرفی را میبینید. چیزی که معمولاً در آن نیست، سفری است که کامیون بدون بار انجام داده: برگشت از مقصد، یا رفتن به محل بارگیری بعدی. سوخت و راننده و استهلاک همانطور خرج میشوند، اما درآمدی در برابرشان نیست. به همین دلیل کیلومتر خالی از آن هزینههایی است که همه از وجودش خبر دارند و تقریباً کسی عددش را نمیداند.
این مقاله نشان میدهد کیلومتر خالی را از دادهای که همین حالا دارید چطور حساب کنید، کجاها غلط حساب میشود و چه چیزی واقعاً آن را کم میکند.
کیلومتر خالی دقیقاً چیست؟
هر کیلومتری که کشنده طی میکند و بار تجاری ندارد. دو نوع دارد و بهتر است جدا بشمارید:
- برگشت خالی: کامیون بار را تخلیه کرده و بدون بار به مبدأ یا پایگاه برمیگردد.
- رفتن به بارگیری: کامیون خالی است و تا محل بار بعدی میرود.
نوع اول بیشتر به بار برگشتی مربوط است و نوع دوم به برنامهریزی و تخصیص. راهحل هر کدام فرق دارد، پس عدد کل کافی نیست.
چرا در گزارش ماه گم میشود؟
دو دلیل دارد. اول اینکه ثبتها معمولاً بر اساس سفر پربار نوشته میشوند؛ چیزی که سفر نیست، ثبت هم نمیشود. دوم اینکه هزینهها را به کشنده نسبت میدهیم، نه به سفر: سوخت یک کشنده در ماه یک عدد است و کسی آن را بین سفر پربار و حرکت خالی تقسیم نمیکند. نتیجه این میشود که گزارش ماه سود سفرها را خوشبینانه نشان میدهد و هزینهٔ خالیها در «هزینهٔ عمومی ناوگان» حل میشود.
فرمول ساده
دو عدد کافی است:
- نسبت کیلومتر خالی = کیلومتر خالی ÷ کل کیلومتر.
- هزینهٔ کیلومتر خالی = کیلومتر خالی × هزینهٔ هر کیلومتر.
نمونهٔ حسابی (عدد فرضی، فقط برای فهم فرمول): ناوگانی با ۱۰ کشنده که هر کدام در ماه ۶۰۰ کیلومتر خالی میروند و هزینهٔ هر کیلومتر ۲۰ هزار تومان است، ماهی ۱۰ × ۶۰۰ × ۲۰ هزار تومان یعنی ۱۲۰ میلیون تومان خرج حرکت بیدرآمد دارد. این عددها نمونهاند؛ عدد واقعی شما را فقط سفرهای خودتان میدهند.
چه دادهای لازم دارید؟
برای یک ماه کامل، این پنج چیز را کنار هم بگذارید:
- فهرست سفرها با مبدأ، مقصد، تاریخ و کشنده.
- کیلومترشمار شروع و پایان هر حرکت، یا مسافت ثبتشدهٔ سفر.
- تعریف مکتوب از «بارگیریشده»: باری که کرایه دارد؟ بار داخلی بین انبارهای خودتان چطور؟
- هزینهٔ هر کیلومتر از حسابداری: سوخت، استهلاک، راننده و سربار. اگر عدد دقیق ندارید، یک بازه بگذارید و بازه را نگه دارید.
- زمانهای انتظار و خواب کشنده، چون کشندهٔ خوابیده هم هزینه دارد و در بحث کیلومتر نمیآید.
اگر یکی از اینها نیست، همان را اول پیدا کنید؛ بعید است مشکل از ابزار باشد.
چهار اشتباه رایج در محاسبه
۱. عدد کل ناوگان را مبنا قرار دادن. میانگین ناوگان مسیر زیانده را پنهان میکند. نسبت را به تفکیک مسیر و کشنده بگیرید.
۲. هدف را صفر گذاشتن. بخشی از کیلومتر خالی اجتنابناپذیر است: بار برگشتی در همهٔ مسیرها پیدا نمیشود، بعضی بارها تجهیز خاص میخواهند و بعضی مقصدها بار ندارند. هدف درست، کمکردن بخش قابلاجتناب است و برای تشخیص آن باید بدانید کدام مسیر چه کرده است.
۳. مخلوطکردن دو منبع مسافت. مسافت ردیاب، کیلومترشمار و مسافتی که راننده مینویسد معمولاً یکی نیستند. یک منبع انتخاب کنید و تا آخر همان را نگه دارید.
۴. اندازهگیری یک روز یا یک هفتهٔ استثنایی. حداقل یک ماه کامل بگیرید و اگر فصلها فرق دارند، فصل را هم ثبت کنید.
یک برگهٔ کاری ماهانه، قبل از هر نرمافزار
اگر هنوز چیزی نمیخرید، یک جدول ساده با این ستونها بسازید و برای یک ماه کامل پر کنید: مسیر، کشنده، کیلومتر کل، کیلومتر پربار، کیلومتر خالی از نوع برگشت، کیلومتر خالی از نوع رفتن به بارگیری، و علت اگر شناختهشده بود («بار برگشتی نبود»، «بار دیر تأیید شد»، «تعمیر»). ستون آخر مهمترین ستون است: علتها نشان میدهند کدام بخش قابل کمشدن است. اگر ستون علت اغلب «نامعلوم» ماند، این خودش یافتهٔ ماه است: سفرتان هنوز رکورد قابل پیگیری ندارد.
بعد مسیرها را بر اساس کیلومتر خالی مرتب کنید. معمولاً دو سه مسیر بالای فهرست میمانند؛ بحث را روی همانها شروع کنید، نه روی کل ناوگان.
چه چیزی واقعاً کیلومتر خالی را کم میکند؟
سه اهرم اصلی وجود دارد:
- دیدن بار نزدیک. خبر بار در گروه پیام و تلفن پخش است و کسی که نزدیکترین بار را میخواهد، آن را یکجا نمیبیند. مقایسهٔ این دو روش را در بستن بار با تلفن یا تابلوی بار؟ آوردهایم.
- برنامهریزی پیش از تخلیه. اگر بار بعدی پیش از تخلیهٔ بار قبلی مشخص شود، رفتن به بارگیری کوتاهتر میشود.
- تجمیع بارها روی مسیرهای تکراری. در مسیری که هر هفته چند بار طی میشود، جفتکردن رفت و برگشت راحتتر است.
هر سه اهرم به یک چیز نیاز دارند: سفر باید یک رکورد قابل پیگیری باشد، نه چند پیام و یک فایل اکسل.
نرمافزار در این میان چه میکند و چه نمیکند؟
وقتی کسی «نرمافزار مدیریت ناوگان» جستوجو میکند، بیشتر نتایج ردیابی لحظهای کامیوناند. ردیابی کار مفیدی است، اما کیلومتر خالی را حل نمیکند، چون ردیاب میگوید کامیون کجاست، نه اینکه بار داشته یا نه و هزینهٔ آن سفر چه شد.
ترابان از طرف دیگر شروع میکند: روی سامانهٔ حمل فعلی شما مینشیند و داشبورد با برچسب صداقت، دستیار فارسی، تعمیرگاه، شاخص انبار و کارنامهٔ راننده را از همان داده میسازد. وضعیت امروز آن روی سایت چنین است: «پایان فاز ۳ توسعه — آمادهٔ پایلوت». هستهٔ کامل TMS، مثل حواله و تسویهٔ راننده، نسخهٔ بعد است. ترابان ردیابی GPS نیست و ما چنین چیزی وعده نمیدهیم. میتوانید فرمول بالا را با عددهای خودتان در ماشینحساب ترابان امتحان کنید؛ مقدارهای پیشفرض آن «نمونه» هستند و فرمول زیر نتیجه دیده میشود. برای دیدن سفر، دستیار و حالت «داده ندارم» هم مرکز دمو را باز کنید؛ بدون ثبتنام و روی دادهٔ نمونه است.
گام بعد
اگر میخواهید بدانید در ناوگان خودتان این هزینه چقدر است و کدام مسیر بیشترین سهم را دارد، میتوانید از ارزیابی شروع کنید. ارزیابی فرصت پرودکس، با نام «۲۱ روز تا سود»، یعنی نقشهٔ اولین پایلوت سودآور شما، ۲۱ روز طول میکشد و ۷۵ میلیون تومان است (مالیات بر ارزش افزوده جداست). خروجیاش یک برگه است: مسئله، دادهٔ لازم، معیار موفقیت و بازده برآوردی یک پایلوت ۸ هفتهای. سهم شما دسترسی به دادهٔ موجود و ۲ جلسهٔ کاری است. درخواست ارزیابی را از همینجا بدهید.
اگر هنوز آماده نیستید، راهنمای هفت مسئلهٔ حملونقل را بگیرید: برای هر مسئله میگوید دادهٔ لازم را همین حالا دارید یا نه.